BaVaRaM kon

یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟!

BaVaRaM kon

یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟!

BaVaRaM kon

بارون تو رو به من داده..
دریا تو عمق چشماته..
پر میکشه دلمم تازه واست..برو حالشو ببر..خخخ

نویسندگان

خیال میکنم همین دیروز است که مرا پای تابلو برده بودی و فکر میکردی که مثل خر در گل مانده ام . اما من این احساس را نداشتم و تو باید میفهمیدی که چرا من از ثابت کردن بیزارم . تو فاقد تخیل بودی . خیال میکردی چون قضیه فیثاغورث را ثابت میکنی پس خیلی قدرت داری . ولی من به جاده , به باران , به دریا , به شیشه های عرق کرده ی یک کافه فکر میکردم . ... خیال میکنم همین دیروز است که توی چشمهای من نگاه میکردی و لبخند میزدی . یعنی میدانم که نمیدانی . اما من میدانستم که تو نمیدانی چرا از نگاهت دلم فرو میریزد ....

یادش به خیر ....

تازه میگف

میتونی فقط یه ذره باهام مهربون باشی؟اونقد سخته ک احساس میکنم دارم میمیرم